قهرمان ميرزا عين السلطنه

3340

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

چهار فصل را مىزنند . از اين قرار امروز كه همه را باريد بهار بارندگى زياد و سرد مىشود . پنجشنبه 21 ، دوم درجهء حمل - برف مىآيد و خيلى سرد بود ديشب يخ هم بسته بود . به اعتقاد رعايا محققا تابستان هم هوا خوش و بارندگى خواهد شد . بعد از ناهار مشهدى صدر اللّه وارد شد . بعد حال و احوال‌پرسى كاغذها را داد من روى كرسى گذاشتم و گفتم اخبارات را اول زبانى بگو تا برسيم به كاغذها . بعد از شرح تقلبات خودشان كه بيست قاطر براى فروش طهران مىبرديم چطور چپ زديم ، راست زديم تا از دادن باج راه خلاص شديم و دم دروازه پته‌ها را از مأمور دولتى گرفته آن‌وقت پراكنده شده قاطرها را فروخته ، روز خروج دم دروازه پرسيدند چند قاطر داشتيد يك پته درآورده كه همين يك دانه بود و پنج شاهى گمرك جديد را داديم . نوزده پنج شاهى هم اينجا مداخل شد . باز يك دروغى گفت كه نايب السلطنه ديدن حضرت و الا آمده بود و حالا حضرت و الا خيال بازديد كردن را نداشت . همين‌طور است يا دروغ ديگرى كه به كامران ميرزا نايب السلطنه قديم چهار تير خالى كردند اما نخورد كه هيچ‌كدام اينها در كاغذجات من نبود . زمستان سخت بعد گفتم اين مطالب در رقعه‌جات نيست گفت من چهار روز بعد از اين كاغذها درآمدم . اما مىگفت نان و گوشت ، زغال ، هيزم همه‌چيز وفور بود . گندم پانزده تومان بود . اين مشهدى كه از دهم صفر از اينجا حركت كرد گويا نهم ربيع الاول طهران رسيده و روز يازدهم به عجله كاغذها را گرفته و به قول خودش چهار روز بعد حركت كرده . مىگفت از اين‌جا تا طالقان هشت روزه رفتم تا طهران ده روزه . بسيار شكايت از سرما داشت و مىگفت در طالقان دو ذرع برف حالا هست . در الموت ، طالقان ، طهران . پيران سال‌خورده چنين زمستانى به خاطر ندارند . احترام الدولهء نود ساله نزهت نوشته بود احترام الدوله گفته تا حال همچو زمستانى در طهران ياد ندارم . اين احترام الدوله دختر خاقان مغفور است كه عيال صاحب ديوان فتحعلى خان شيرازى بود و حالا بايد نود سال داشته باشد و همين يكى باقى است .